ندای توی، ندایی از اعماق تاریخ و اندرون انسانهاست برخاسته از تویسرکان

تـوسعه یافتگی و تویسرکان

 

file:///E:/277pdf/1v8.pdf

 

ما نه هیچ منبع طبیعی داریم و نه هیچ قدرت نظامی. ما فقط یک منبع در اختیار داریم: ظرفیت ابداع مغزهایمان. این منبع بی‌پایان است. باید آنرا بسط داد، تربیت کرد، تمرین داد، مجهز ساخت. این قدرت دماغی خواه ناخواه در آینده نزدیک گرانبهاترین و خلاق‌ترین ثروت مشترک  همه بشریت خواهد بود.
(توشیو دوکو، یکی از معماران ژاپن جدید بعد از جنگ جهانی دوم )


»ظرفیت ابداع مغزها«، بستر مناسب توسعه ای است که ژاپن بمب اتمی خورده را به ژاپن امروز تبدیل می کند و توجه به همین ظرفیت، تفاوت ژاپن با کشورهای نفت خیز خاور میانه است.
نگاهی کوتاه بر تاریخچه کشورهایی که در نیمه دوم قرن بیستم به مدار توسعه‌یافتگی ارتقا یافته‌اند، اثبات می‌کند که ثروت واقعی کشورها، نیروی انسانی تربیت شده و آموزش دیده است و  حیات هر جامعه‌ای در گرو حیات اندیشه آن جامعه است.
سخن از توسعه شد و توسعه یافتگی و این اتفاقی نیست. چرا که چند صباحی است که شهرستان تویسرکان از جرگه شهر های کمتر توسعه یافته جدا شده و به زمره شهرهای توسعه یافته پیوسته است و «این وصلت با بزرگان» بیشتر شنوندگان را متعجب نموده است. بر آن شدیم تا بر مفهوم توسعه و توسعه یافتگی مروری، هر چند کوتاه، داشته باشیم و این مفاهیم را با مصادیقشان در تویسرکان مطابقت داده و دلیل یا دلایل این وصلت را بازجوییم.
هرچند توسعه فرایندی ذهنی و ارزشی است و نمی توان یک تعریف واحد برای آن ارائه داد، اما در مجموع توسعه فرآیندی است که در آن جامعه از سادگی به پیچیدگی می گراید و نوعی وابستگی متقابل میان اجزای درونی ، میان جامعه و محیط آن برقرار می شود.  به بیان دیگر توسعه مفهومی کلیدی درعلوم اجتماعی است که موضوعات گوناگونی را دراندیشه ورفتار جوامع، درابعاد مختلف فرهنگی، اقتصادی،اجتماعی وسیاسی دربرمی گیرد که تجزیه این ابعاد وتاکید وتجویز بربعدی از آنها، همراه با غفلت از ابعاد دیگر، آثار وعوارض زیانباری داشته است.
مفهوم توسعه که درابتداء از علوم طبیعی استخراج گردیده بود به تدریج جایگزین مفاهیم دیگری نظیر ترقی، تکامل و رشد شد و در مورد فرایند تغییر درجوامع بشری بکار گرفته شد و پس از سیر مراحل مختلف مفهومی و نظری، به معنای فرایندی شد که از طریق آن استعداد های نهفته و توانایی های بالقوه یک شی یا ارگانیسم شکوفا می شود تا اینکه آن شی به شکل طبیعی وکامل به بلوغ نهایی اش برسد.
یکی از نارسائیهای عمده ادبیات کلاسیک توسعه به واسطه غلبه نگرش پوزیتیویستی، تجزیه ابعاد فرهنگی ،اجتماعی،اقتصادی وسیاسی توسعه وبویژه تقلیل توسعه به رشد اقتصادی بود که آثار منفی و واکنش های حادی را نسبت به توسعه و نوسازی درجهان سوم بوجود آورد. ولی به تدریج سازمان ملل درگزارشهای خود تعبیر توسعه اجتماعی وبرقراری تعادل میان ابعاد فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی آن وتغییرات کیفی فراتر از کمی وارتقاء کیفیت زندگی را مورد توجه قرار داد و پذیرفت که رشد اقتصادی سریع با نابرابری فزاینده درسطوح ملی وبین المللی همراه بوده است.بدین ترتیب روشن شد که حوزه های مربوط به جامعه، اقتصاد و سیاست را نمی توان از هم جدا کرد وفراتر از بعد اقتصادی ابعاد انسانی توسعه مورد توجه بیشتری قرار گرفت وازتوسعه فردی،توسعه اجتماعی ،توسعه شهری ، توسعه جهانی وتوسعه سیاسی سخن به میان آمد. بنابراین توسعه مفهومی جدید برای بیان مضامین عمیق است که درطول تاریخ تحت عناوین دیگری دنبال می شده وفطرت کمال جوی انسان همواره درهر سطح ومرحله ومقطعی از تکامل فکری واجتماعی وتاریخی خود وبراساس سطح ادراک وشناخت ومبانی معرفت شناختی ، هستی شناختی وانسان شناختی خویش به نوعی آن را تعریف وتنظیم ودنبال کرده است. درمجموع چون توسعه انسان وجامعه انسانی مطرح است ضرورتا" توسعه باید جامع،یکپارچه وچند بعدی باشد  ودربعد فرهنگی حقیقت ، دربعد سیاسی آزادی ودربعد اقتصادی عدالت همراه با توسعه اندیشه،قدرت وثروت ودرپیوند وتعامل موزون وهماهنگ با یکدیگر درروابط ومناسبات اجتماعی عادلانه، محورهای اصلی توسعه را تشکیل دهند.            ادامه دارد...

   + خبرنگاران ندای توی ; ۸:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳ اسفند ۱۳۸٩
comment نظرات ()